خرداد پر حادثه
خرداد پر حادثه، امسال خیلی معمولی و بدون هیچ حادثه ای داره سپری میشه. خیلی درگیر دیدنم تا فکر کردن و خوب جای نگرانی داره برای من...
این که آدم ها کم کم حذف میشن از دایره اطمینانم هم یه نگرانی دیگه است که این روزا ذهنم رو مشغول کرده.
دیدن آدم ها با ایده آل های ذهنی خودت موضوعی بود که روش کار کرده بودم، که قرار نیست همه رو با سنگ مجک خودت قضاوت کنی... اما نتیجه قبول نداشتن آدم ها بعد از یه مدت تکرار شده برام و تردید دارم کدوم بخش کار مشکل داره...
در هر صورت دارم پیش میرم... آروم و کم دغدغه. رو به پیشرفت نیستم اصلا خودم میدونم. فقط شاید رو به پختگی باشم و تنها نکته امیدش اینه. اما این که پختگی رو چی تعریف کنی و در چه شرایطی نمی دونم.
فیلمی بوده تو این روزا که شاید بالای 10 بار دیدمش و از منی که اهل فیلم دیدن نیستم بعیده. اما همین هم نگرانم می کنه که فرصت فکر کردن رو از خودم می گیرم... به هر حال امید به خدا
عنکبوت ای دوست جولای خداست