زمانی برای خودم
بعد از سه هفته طوفانی امروز چند ساعتی برای خودم داشتم. خوابیدم خستگی در کردم و یکم فکر کردم.
خدا همه چیو سرجاش می چینه. به موقع می چینه... و چقدر خوبه که خدا هست
اون عمل سختم گذشت. بر من سخت تر گذشت. اما خدا میدونه چیو به کی بده. خدا رو شکر که الان سرحال پیشمونه...
این روزا رو یادم نمیره... مهربونیاشو یادم نمیره
+ نوشته شده در جمعه بیست و هفتم مرداد ۱۴۰۲ ساعت 17:49 توسط مسعود
|
عنکبوت ای دوست جولای خداست