صبح های جمعه هم حال و هوای خودش رو داره... تو زمان های مختلف زندگیم کارای مختلف و عجیبی تو صبح جمعه کردم. بهش که نگاه میکنم چقدر تفاوت و تغییر می بینم. اما همشون رو دوست دارم. همش جزوی از زندگیم شدن جزوی از من...

خوبیش اینه مال خودم بوده، همیشه اون کاری که خودم دوست داشتم رو کردم، حتی اگه فقط بیل زدن بوده باشه، حتی اگه فقط از خونه بیرون رفتن بوده باشه، اما به هر حال مال خودم بوده خودم انجامشون دادم. جبر زمونه کمتر توشون تاثیر داشته و واسه همین دوسشون دارم.

این روزا ممکنه منجر به تغییرات بشه برام ممکنه هم نه... باید ببینیم چند مرده حلاجیم