دل تنگی
دوباره آروم نیستم، دوباره آرامش میخوام. یه شب تا صبح که بتونم با خودم و خدام خلوت کنم...
دلگیرم از اون دوستی که خودشم میدونه... ولی می دونم هیچ وقت نمیاد اینجا رو بخونه. اما من برا دل خودم می نویسم...
شاید فردا شبو خلوت کنم. اگر خدا بخواد. اگر شرایطش رو داشته باشم.
کاش از پس این استرس ها و فشارها بر بیام
+ نوشته شده در چهارشنبه ششم اسفند ۱۴۰۴ ساعت 13:25 توسط مسعود
|
عنکبوت ای دوست جولای خداست